کسب موفقیت

به نام خداوندی که انسان را خوشبخت آفرید و تمام عوامل خوشبختی و موفقیت را در درون خود انسان قرار داد.

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد                          وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است                  طلب از گمشدگان لب دریا می کرد .

هدف از نوشتن این مطالب در خصوص موفقیت ، خدمت به خلق خدا می باشد. اگر کسی یک خط از مطالب این حقیر برایش مفید باشد برای من بسی باعث افتخار است که مفید بوده ایم.

من با نوشتن این مطالب هیچ وقت ادعا نمی کنم که بهترین هستم یا فقط  مطالب من درست است . این مطالب فقط و فقط تجربیات و مطالعات 10 ساله من در خصوص موفقیت است ، علم کامل و درست نزد خدا و حجت اوست.

موفقیت یک مفهوم آرمانی و سرنوشت ساز است ، بزرگ و محترم و مقدس ، هم اندازه بزرگی آفریده برتری بنام انسان . دیدگاه انسان ها نسبت به موفقیت متفاوت است و خیلی ساده میشود گفت تمام تلاشها ، زحمتها ، جهت گیریها ، خطر کردنها و فعل و انفعالات ما در تمام مراحل زندگی به قصد رسیدن به نقطه ای هست که همه ما آن را به اسم موفقیت می شناسیم . موفقیت در بدست آوردن پول بیشتر ، جایگاه شغلی بالاتر ، ‌اعتبار اجتماعی معتبرتر ، جلب عشق بیشتر ، قدرت بیشتر ،‌آرامش بیشتر و ما همیشه در زندگی بیشتر و بهترها می خواهیم و اسم این بیشترها و بهترها رو گذاشته ایم موفقیت . موفقیت به نوعی خط‌کش اندازه گیری قامت انسانی ماست . هر قدر موفق تر باشیم ، خودمان را در رتبه بالاتری می‌بینیم و این کاملاً بدیهی و پذیرفته شده است که تمام حرکات ما در تمام شئون زندگیمان به سمت و سوی موفقیت باشد .

اما موضوع بسیار مهم و اشتباه فراگیری که مبتلا به اکثریت قریب به اتفاق ماست ، که حرکت ما به سمت موفقیت ، ‌فقط متوجه نتایج هست . این نتایج هستند که حرف اول و آخر را در موفقیت ما میزنند و ما همه تلاش و استراتژیها و نیروهایمان را به کار می‌بریم تا نتایج بهتر و بیشتری را کسب کنیم . سوال اساسی : آیا برای کسب موفقیت ، مسئولیت و رسالت ما، تغییر و بهبود نتایج است؟  متاسفانه و  مسئله بسیار غم انگیز این هست که ما تمام انرژی و قدرتمان را  جایی خرج می کنیم که کمترین قابلیت و امکان تاثیرگذاری را داریم .فرآیند رسیدن به موفقیت در سه مرحله به تکوین میرسد . و سیر تکامل هر کامیابی و موفقیتی در سه لایه اصلی به بلوغ و تکامل نهایی نایل میشود .

لایه اول که موثرترین و اصلی ترین بخش شکل‌گیری و بسترسازی هر نوع موفقیتی است مربوط به کیفیت پردازشهای ذهنی و ساختار شخصیت افراد است . لایه دوم کیفیت رفتار و عملکرد افراد است که بعنوان ابزار اجرای موفقیت ، وظیفه بالفعل کردن موفقیتی که در لایه اول بالقوه خلق شده را بر عهده دارد و لایه سوم محل ظهور و تجلی موفقیت در عرصه زندگی انسانهاست و در این بخش بذرهای کاشته شده در لایه اول و پرورش داده شده در لایه دوم . به نتیجه قطعی و قابل پیش بینی خود می رسند .

راه دیگری را تصور نکنید ، قطعاً باید از ایستگاه اول و ایستگاه دوم عبور کنید تا به ایستگاه سوم برسید . این قانون نظام هستی هست   . وقتی شرایط لازم را فراهم کردید ، ‌تمام علتهای مورد نیاز را جمع کردید و تک تک تکه های این پازل چیده شد ،آن وقت زمان ورود به ایستگاه سوم هست و اینجا باید دست به کمر بایستید و از درک موفقیتی که در حقیقت ماهیت واقعی خود شماست ، لذت ببرید . پس ایستگاه سوم ، ایستگاه درک و تجربه موفقیت هست و اکثریتی که سرزده و بی خبر وارد ایستگاه میشوند تا موفقیتها را شکار کنند ، تنها می توانند شاهد در آغوش کشیدن موفقیت های انسانهای برتری باشند که بعد از عبور از دو ایستگاه قبلی به اینجا رسیده اند . اینجا جایی هست که نظام کائنات و چرخه هستی قرار است وظیفه و تعهدش را در قبال آدمهایی که به خودشان متعهد بودند ،‌تمام و کمال انجام بدهد ، به وعده اش وفا کندو اینجا کار ما فقط ایستادن و تماشا کردن است . ولی معمولاً برای اکثریت ، ‌این اتفاق نمی افتد ، آنها سراسیمه و بی قرار وارد این ایستگاه میشوند و در به در دنبال کسب موفقیت هستند ، چیزی که خیلی کم گیرشان میاد و اکثریت اینجا درمانده و عصبانی به بخت بدشان لعنت می فرستند .

فرآیندهای جاری در نظام هستی ،‌ مطابق با قوانین و سنتهای آفریدگار مطلق ، هیچ یک تصادفی ، بی هدف و سردرگم به وقوع نمی پیوندند و همواره علتهایی باید فراهم شوند تا نتیجه ای به ظهور برسد . ساختار خلق موفقیتهای انسانی نیز تابع همین قانون است . و مطابق با این الگو و قاموس کائنات علتهایی باید جمع شوند تا موفقیتی خلق شود و عمده این علتها در درون انسان جاری می‌شوند .

اگر ما یاد بگیریم که با قوانین کائنات هم سو شویم مثل کسی خواهیم بود که در مسیر آب شنا می کند.

اگر با قوانین هستی همسو نشویم، مثل کسی خواهیم بود که میخواهد خلاف مسیر آب شنا کند.

و شنا در خلاف جهت آب غیر از اینکه ما را خسته بکند و انرژی های ما را تلف بکند هیچ سودی برای ما نخواهد داشت.

انسانهای موفق دنیا آنقدر ها هم منحصر به فرد نیستند . انسانهای موفق دنیا یاد گرفته اند که هم سو با قوانین کائنات زندگی کنند.

هر چه ما با این قوانین هم سو تر باشیم زندگیمان شیرینتر و موفق تر خواهد بود.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *