قدرت تخیل

15 قانون موفقیت (قانون پنجم)

برای موفق شدن:
اول باید بدانی چه می‌خواهی؛
سپس بدانی چگونه می‌خواهی به آن برسی..

این قوانین زیربنای هر آن چیزی است که موفقیت نام دارد…

 

قانون پنجم: قدرت تخیل

قدرت تخیل

قانون پنجم: قدرت تخیل

شما هرگز نمی توانید هدفی قطعی، اعتماد به نفس، خلاقیت با رهبری داشته باشید، مگر آنکه ابتدا این مفاهیم را در ذهن خود تجسم کنید و خود را در آن شرایط ببینید.

همان گونه که درخت بلوط از دانه بلوط شروع به رشد می کند و پرنده از تخمی که در آن خوابیده است بیرون می آید، دستاوردهای شما نیز از افکار و ایده هایی که در خیال خود ساخته اید، حاصل می شوند. افکار در خیال شما شکل می گیرند،
به ایده و طرح تبدیل می شوند، سپس آن طرحها عملی می شوند.
تخیل به واسطه توانایی خود در تعبیر وقایع، دارای قدرتی است که معمولا ویژگی آن تلقی نمی شود. به عبارت دیگر تخیل دارای قدرت دریافت و به حرکت در آوردن امواج فکری و ارتعاشاتی است که از منابع بیرونی سرچشمه می گیرند. درست مانند دستگاه گیرنده رادیویی که ارتعاشات صدا را دریافت می کند.
این قابلیت، ارتباط ذهنی یا تله پاتی نام دارد. ارتباط افکار از یک ذهن به ذهن دیگر، در فاصله دور یا نزدیک، بدون کمک ابزار و وسایل فیزیکی دستگاه های مدرن رادیویی حاضر به ما در درک عناصر، که بسیار حساس اند و امواج صوتی را با سرعت بسیار بالا منتقل می کنند، کمک می کنند. فقط کافی است نحوه کار دستگاههای رادیویی پیشرفته را بفهمید تا اصول ارتباط ذهنی را نیز درک کنید. تحقیقات روان شناسی این اصل را به شیوه های مختلف اثبات کرده اند. ما دلایل فراوانی داریم که وقتی ذهن در هماهنگی موزون باشد، می تواند افکار را از فواصل دور بدون نیاز به هیچ واسطه یا دستگاهی بفرستد و دریافت کند. البته، به ندرت ذهن می تواند در چنان هماهنگی موزونی قرار گیرد که زنجیره پیوسته افکار بتوانند به این شکل ثبت و ضبط شوند؛ اما شواهد کافی وجود دارد که اثبات می کند اگر افکار، سازمان یافته باشند، این اتفاق خواهد افتاد.
واقعیت ارتباط ذهنی و قانون جذب که از طریق آن مشابه، مشابه را جذب می کند، دلیل شکست و ناکامی را نیز به خوبی توضیح می دهد. اگر ذهنها به جذب افکار و امواجی شبیه به افکار غالب ذهن خود از کائنات تمایل داشته باشند، میتوان به راحتی فهمید چرا یک ذهن منفی باف که روی شکست و کمبود اعتماد به نفس تمرکز کرده است نمی تواند افکار مثبتی را که به موفقیت منتهی می شود، جذب کند.
وقتی متوجه اهمیت تخیل می شوید که بفهمید این تنها چیزی است که در دنیا روی آن کنترل کامل دارید. دیگران ممکن است شما را از ثروتهای مادی محروم کنند یا به هزاران روش فریبتان دهند؛ اما کسی نمی تواند شما را از کنترل و استفاده از قدرت ذهنتان محروم کند. انسان ها ممکن است با شما غیر منصفانه رفتار کنند همان طور که اغلب این کار را می کنند و ممکن است آزادی شما را بگیرند؛ اما نمی توانند موهبت استفاده از تخیلتان را از شما بگیرند.
اغلب شما درباره «روان شناسی جمعی» شنیده اید که چیزی کمتر یا بیشتر از یک تفکر محکم و متداول نیست که در ذهن یک یا چند نفر خلق و از طریق اصول ارتباط ذهنی در ذهن سایر مردم ثبت می شود. قدرت روان شناسی جمعی به قدری زیاد است که برای مثال وقتی دو نفر در خیابان دعوا می کنند، می توانند به راحتی یک جنگ رایگان برای همه راه بیندازند که در آن تماشاگران خود را درگیر دعوایی می کنند که حتی نمی دانند برای چه کسی و چه چیزی است.

اگر یاد بگیرید به درستی از تخیلتان استفاده کنید، به شما کمک می کند تا شکستها و اشتباهات تان را به چیزهای مفید و ارزشمند تبدیل کنید. فقط کسانی که از تخیل خود استفاده می کنند به کشف حقایق شناخته شده رهنمون می شوند. به عبارت دیگر، بزرگترین شکستها و بدشانسی ها در زندگی اغلب دری به فرصت های طلایی باز می کنند.

یکی از بهترین و گران قیمت ترین قلم زنها و خطاط های ایالات متحده قبلا یک پستچی ساده بود. از شانس بدش روزی در خیابان با اتومبیل تصادف کرد و یک پایش قطع شد. شرکت بیمه بابت پایش به او پنج هزار دلار غرامت پرداخت کرد. او با این پول به آموزشگاه رفت و قلم زنی یاد گرفت.
محصول کار دست آمیخته به اندکی تخیل ارزشی به مراتب بالاتر از کاری داشت که به عنوان یک پستچی با پاهایش انجام میداد. او به دنبال تصادف با اتومبیل متوجه شد برای جهت دهی به تلاش هایش در شرایط ضروری، باید قدرت تخیل داشته باشد.
شما تا زمانی که یاد نگیرید چگونه تلاش هایتان را با تخیل بیامیزید، هرگز به ظرفیت خود برای موفقیت پی نخواهید برد. حاصل کار دستان شما بدون تخیل، ثمره ای اندک خواهد داشت، اما درست همان دست ها وقتی با تخیل هدایت شوند، می توانند برای شما ثروت مادی بیاورند.
دو راه وجود دارد که به واسطه آنها می توانید از تخیل بهره مند شوید. شما می توانید این استعداد را در ذهن خودتان پرورش دهید یا به کسانی که این توانایی را دارند بپیوندید. اندرو کارنگی هردو کار را انجام داد. او از قوه تخیل بارور خود استفاده کرد و افرادی را اطراف خود جمع کرد که همه از این استعداد ضروری برخوردار بودند. او برای هدف مشخص خود از کارشناسانی دعوت به همکاری کرد که هر کدام در زمینهای خلاقیت داشتند. در گروه مردانی که ذهن مرکب آقای کارنگی را تشکیل می دادند، افراد مختلفی وجود داشت، مردانی بودند که قدرت تخيل آنها فقط محدود به علم شیمی بود و افراد دیگری در این گروه بودند که تخیلشان منحصر به امور مالی بود. او همچنین افرادی داشت که تخیلشان محدود به فروشندگی بود. یکی از آنها چارلز ام. شواب بود که گفته می شود میان کارکنان آقای کارنگی تواناترین فروشنده بود.
اگر حس می کنید قدرت تخیل کافی ندارید، باید به افرادی بپیوندید که تخیل لازم و کافی برای جبران کمبود شما را داشته باشند. این پیوند شکل های مختلفی دارد. برای مثال، پیوند ازدواج یا پیوند شراکت در کسب و کار و پیوند کارمند و کارفرما! همه کارفرماها نمی توانند منافع خود را در تمام جهات حفظ کنند و این گونه افراد می توانند از کسانی کمک بگیرند که توانایی بهره گیری از تخیلشان را دارند.
شاید در هیچ زمینه ای مانند فروشندگی، تخیل چنین نقش مهمی نداشته باشد. یک فروشنده چیره دست ابتدا باید خودش به کیفیت کالایی که می فروشد یا خدماتی که ارائه میدهد ایمان داشته باشد، در غیر این صورت فروشنده موفقی نخواهد بود. یک معامله خوب لزوما به فروش جنس یا خدمات محدود نمی شود، هر هدفی که برای آن بتوانید عقیده یا خواست خود را بفروشید، یک معامله موفق است.
برای هر مشکلی هزاران رویکرد مختلف وجود دارد؛ اما فقط یکی از آنها می تواند بهترین رویکرد باشد. سعی کنید آن رویکرد را پیدا کنید تا بتوانید مشکلتان را راحت تر از آنچه فکرش را می کنید حل کنید. هرقدر هم اعمال و نیات شما خوب باشد، ممکن است به سادگی راه اشتباه را انتخاب کنید، بنابراین بسیار مهم است که قبل از هر اقدامی تشخیص دهید بهترین رویکرد کدام است. فراموش نکنید که تخیل شما می تواند در پیدا کردن بهترین راه کمکتان کند.
در زندگی هر کاری که می خواهید انجام دهید باید از قدرت تخیل خود استفاده کنید.
آبشار نیاگارا چیزی نبود جز حجم عظیمی آب خروشان تا اینکه مردی هوشمند با قدرت تخیل بالا با رویکردی متفاوت به آن نگاه کرد و آن همه انرژی در حال اتلاف را مهار و به جریان برقی تبدیل کرد که امروز چرخ های صنعت را می گرداند. پیش از او نیز صدها زن و مرد دیگر از آنجا عبور کرده بودند یا درباره آن شنیده بودند؛ اما هیچ یک برای مهار آن از قدرت تخیل خود استفاده نکرده بودند.
اگر بادهای سعادت مدتی است برخلاف شما میوزند، به یاد داشته باشید که می توانید با استفاده از خلاقیت و تخیل آنها را مهار کنید و در جهت هدف خود به وزش در آورید. فراموش نکنید که بادبادک همیشه برخلاف جهت باد بالا می رود، نه در جهت آن!
نوعی تخیل نیز هست که می خواهم درباره آن به شما هشدار بدهم. در این نوع تخیل فرد خیال بافی می کند که بدون تلاش چیزی را به دست می آورد یا می تواند بدون در نظر گرفتن حقوق دیگران به هر جایی که می خواهد برسد. باید در اینجا به شما هشدار دهم که هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد. اگر شما بنشینید و فقط در ذهنتان خیال ببافید، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
زمان خیلی چیزها به ما می آموزد؛ ولی یکی از مهم ترین آموزه هایش این است:
«همه انسانها به نحوی شبیه یکدیگرند.»

شما دوست عزیز، اگر می خواهی بدانی مشتری ات چه می خواهد، اول باید بدانی خودت چه می خواهی. کافی است خودت را جای او بگذاری و ببینی اگر جای او بودی چه انتظاری داشتی و چه میخواستی

خودتان را بررسی کنید، ببینید چه انگیزه هایی شما را به انجام دادن یک معامله ترغیب و چه عواملی شما را از یک معامله دلسرد می کنند.
بزرگترین سرمایه یک کارآگاه قدرت تخيل اوست. اولین سؤالی که یک کارآگاه وقتی به صحنه جرم می رسد از خود می پرسد این است که «انگیزه این جرم چه بوده است؟» اگر او بتواند انگیزه جرم را تشخیص دهد، معمولا میتواند مجرم را نیز پیدا کند.
مردی که اسبش را گم کرده بود یک جایزه پنج دلاری برای یابنده او تعیین کرد. چند روز بعد پسری که کمی هم «شیرین عقل» به نظر می رسید، با اسب در خانه مرد آمد و جایزه را خواست. مرد که کنجکاو شده بود، از پسرک پرسید: «از کجا میدانستی کجا باید دنبال اسبم بگردی؟» پسرک جواب داد: «خب، با خودم فکر کردم اگر اسب بودم کجا می رفتم، همان جا رفتم و او آنجا بود.» قبول کن این پاسخ برای یک پسر شیرین عقل خیلی هم بد نیست! گاهی کسانی که به اصطلاح کاملا عاقل هستند، راههای بسیار طولانی تری می پیمایند بی آنکه اندکی از قوه تخیل خود استفاده کنند.
اگر شما هم می خواهید بدانید بقیه چه کار می کنند، قدری از تخیل خود استفاده کنید و خود را جای آنها بگذارید.
همه آدم ها باید تا حدی خیال پرداز باشند. هر کسب و کاری به یک آدم خیال باف نیاز دارد. هر صنعت و حرفه ای نیز به چنین آدمی نیاز دارد؛ اما یک آدم خیال پرداز باید مرد عمل نیز باشد و اگر اهل عمل نیست باید با کسانی متحد شود که بتوانند به تخیل او جامه عمل بپوشانند..

“بزرگان زاده نمی شوند ، ساخته می شوند“

محسن علیزاده (روانشناس بالینی)

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *